محمد الريشهري
50
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
نزديك به آن بود . او از قول على بن ابراهيم فدكى ، از اودى « 1 » چنين گفت : من در حال طواف بودم و شش دور چرخيده بودم و مىخواستم دور هفتم را آغاز كنم كه حلقهاى در سمت راست كعبه ، توجّهم را جلب كرد . جوانى نيكوروى و خوشبو و باهيبت كه با وجود هيبتش ، به مردم نزديكى و انس مىجست ، و چون سخن گفت ، نيكوتر از سخنش و شيرينتر از بيانش نديدم و مجلسش نيكو بود . رفتم كه با او سخن بگويم كه مردم مرا باز داشتند . از يكى از آنها پرسيدم : اين كيست ؟ گفت : فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است . در هر سال براى مردم ظاهر مىشود و با خواصّ خود سخن مىگويد و آنها نيز با او سخن مىگويند . گفتم : كسى در طلب راه هدايت نزد تو آمده است . مرا هدايت كن . خداوند ، هدايتت كند ! او چند سنگريزه به من داد و من روى چرخاندم كه يكى از همنشينان او به من گفت : فرزند پيامبر خدا ، به تو چه داد ؟ گفتم : سنگريزه . و چون دستم را گشودم ، ديدم شمش طلاست . من رفتم ، كه ديدم او خود را به من رساند و فرمود : « حُجّت ، بر تو ثابت و حق برايت آشكار شد و بصيرت يافتى . آيا مرا مىشناسى ؟ » . گفتم : به خدا ، نه ! فرمود : « من مهدىام . من قائم روزگارم . من كسى هستم كه زمانه را از عدالت پر مىكنم ، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است . زمين ، از حجّت ، تهى نمىمانَد و مردم ، بيشتر از بنى اسرائيل ، در سرگشتگى و دورى از حجّت نمىمانند و روزگارِ خروج و قيام من ، ظاهر شده است و اين ، امانتى به گردن توست . آن را به برادران حقيقتمدارت بگو » . « 2 »
--> ( 1 ) . به نظر مىرسد ، اودى ، همان ابو جعفر ، احمد بن حسين بن عبدالملك ازدى كوفى باشد كه نجاشى و طوسى ، دو رجالشناس بزرگ شيعه ، او را مورد وثوق و مراجعهء مردم ، امّا بدون كتاب دانستهاند . البته او كتابى جمعآورى شده از نامهاى استادان حديث دارد رجال النجاشى : ج 1 ص 212 ش 191 ، الفهرست : ص 67 ش 71 . ( 2 ) . الغيبة ، طوسى : ص 253 ح 223 ، كمال الدين : ص 444 ح 18 ، الثاقب فى المناقب : ص 613 ح 559 ، الخرائج و الجرائح : ج 2 ص 784 ح 110 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 1 ح 1 .